اشاره: سال گذشته در شماره مرداد مجله وزین سرزمین من مطلبی از اینجانب  با عنوان: «کرگدن، فیل و زرافه‌های ایران» منتشر گردید. این مقاله اسرار حیات‌وحش ماقبل تاریخ ایران را آشکار می‌کند، اسرار زندگی جانورانی که حدود 8 میلیون سال پیش در اطراف کوه سهند و در منطقه مراغه زندگی می‌کردند. در این مطلب شکل و نحوه زندگی فیل، کرگدن با تصویرسازی زیبا بازسازی شده و فسیل‌های یافت شده از جمجه‌ جانوران ماقبل تاریخ ایران بررسی شده است.  در سالگرد انتشار این مطلب مناسب می بینم این مطلب را در این صفحه منتشر نمایم. علاقمندان برای دریافت فایل اصلی این مقاله همراه با تصاویر آن با اینجانب مکاتبه نمایند.


دشت ناگهان به تكاپو مي‌افتد؛ ضربه پاهاي قدرتمند ببر دندان‌خنجري بر زمين و تاخت بي‌امان گور اسبهاي رميده، نه تنها پهنه دشت را مي‌لرزاند كه گويي قله كوه «سهند» را هم تكان مي‌دهد. صدايي كه كرگدن‌هاي بي‌شاخ و شاخ‌دار را لحظه‌اي از چرا بازمي‌دارد و زرافه‌هاي دوردست‌ را وادار مي‌كند، تا سر از روي درخت بجنباند و نگاهي هم به صحنه شكار كنند. اين‌جا ايران است، فلات پهناوري كه روزگاري زيستگاه پستانداران ماقبل تاريخ بود. مكاني بي‌حضور انسان، چرا كه هنوز ميليون‌ها سال مانده تا اجداد ما پا به اين منطقه بگذارند. منطقه‌اي كه حالا آن را «مراغه» مي‌ناميم؛ جايي نزديكي‌هاي تبريز در استان آذربايجان‌شرقي. اين‌بار در «سرزمين‌من» قرار است داستاني را بخوانيد كه تاكنون گفته نشده؛ داستان مراغه را در 8 میلیون سال پیش، زماني كه در دشتها و کوهپایههای اطراف کوه سهند، علفزارهای وسیع با درختهایي دور از هم رشد مي‌كرد و منطقه‌اي مناسب براي زندگي انواع و اقسام حيوانات شكل گرفته بود. حالا از پس اين همه سال مي‌توانيم با بررسي فسيل‌هاي به‌جامانده از آن دوران، راز و رمز زندگي آنها را كشف كنيم. دكتر «مجيد ميرزايي عطاآبادي» كه دكتراي ديرين‌شناسي را از دانشگاه هلسینکی فنلاند دريافت كرده، گام به گام ما را به كشف اين راز نزديك مي‌كند..

«اينجا روزگاري محل زندگي غول‌ها و ديوها بوده است.» تا بيش از يك ‌قرن و نيم پيش، اين تصور عموم مردم از دشتي بوده كه حالا يكي از مهم‌ترين مناطق محيط‌زيست ايران است؛ منطقه‌اي كه امروزه كمتر پستانداري در آن زندگي مي‌كند ولي روزگاري محل امني بوده براي گياه‌خواران بزرگ و گوشتخواران پرهيبت تا غذايشان را تامين كنند. نخستين فسيل‌ها كه سر از خاك بيرون آورد، اين موضوع را به همه اثبات كرد. با بررسي فسيل‌ها، حالا مي‌دانيم آنها چه موجوداتي بودند و چگونه زندگي خود را مي‌گذراندند. جانوراني كه ميليون‌ها سال پس از دايناسورها پا به اين سرزمين گذاشتند و به ناگهان، همه با هم از آنجا رفتند. به كجا؟ جواب اين سئوال‌ها در بررسي‌هايي است كه طي حدود 175 سال كاوش در اطراف كوه سهند به دست آمده و اينك در برابر شماست. پس با هم به گذشته‌هاي دور برويم و سري به آخرين روزهاي حيات اين پستانداران ماقبل تاريخ بزنيم.

 

سفر به ايران ماقبل تاريخ

مراغه، 8 ميليون سال پيش: حال‌وهوای وحشتناكي بر دشت و درخت‌زارهای کوهپایه سهند حكم‌فرما شده است. مدتي است كه زلزله‌هاي گاه‌و‌بي‌گاه باعث وحشت و فرار حيواناتي مي‌شود كه دامنه‌هاي كوه را از هياهوي خود پر كرده‌اند. طبيعت آبستن واقعه‌اي دهشتناك است. دود غلیظی که آسمان را تار کرده، آغازگر حادثه‌ای است که پایان زندگی بسیاری از گونه‌های زیستی را در فلات ايران رقم خواهد زد. ستون‌هاي دود آهسته‌آهسته از قله آتشفشان سهند برمي‌خيزد و آرام‌آرام بر شدت آن افزوده مي‌شود. با شروع روز، اين آتشفشان كهن سرانجام مي‌غرد و خاكسترهاي آتشفشاني و مواد مذاب را از خود بيرون مي‌ريزد تا بر دشتي بريزد كه امروز مراغه است. گله‌هاي جانوران بزرگ، مثل فيل‌ها، زرافه‌ها و کرگدن‌ها، هراسان بدين‌سو و آن‌سو فرار مي‌كنند تا خود را از اين مهلكه دور كنند؛ چرا كه تنفس اندكي از ريزگردهاي سوزان خاكسترهاي آتشفشاني مي‌تواند باعث مرگ آنها شود. اما آنها راه فراري ندارند.

«ساوانا»ها، همان علفزارهای پهناوری که درختانی با فاصله از هم دارند، در شرق آفریقا هنوز هم زیستگاه زرافه و کرگدن‌هایی هستند که 8 میلیون سال پیش، اجدادشان در ایران نیز می‌زیستند. در حقیقت، اگر تغییرات مهیب آب‌و‌هوای آن سال‌ها نبود و ساواناهای اطراف سهند تغییر نمی‌کرد و به جنگل تبدیل نمی‌شد، شاید از نسل‌های باقی‌مانده زرافه و کرگدن‌ها باز هم به اینجا باز می‌گشتند و تا امروز هم باقی می‌ماندند. اما برای آنها آب و هوای زیستگاه و تامین جیره غذایی از هر چیزی مهم‌تر بود. قبل از مرگ و میر بزرگ بیشتر گونه‌های جانوری در اثر فوران های آتشفشان سهند  تغییرات آب‌و‌هوایی گسترده‌ای به‌ وجود آمده بود. اين تغييرات شامل توسعه سامانه‌هاي وزش بادي بود كه باعث مي‌شد تا جبهه‌هاي هواي پرباران تشکیل شده بر فراز اقيانوس اطلس، به منطقه مديترانه شرقي و شرق اروپا در حوالي درياي سياه و مدیترانه و شمال غرب ایران رسيده، با ريزش باران‌هاي فصلي امكان رشد علفزارها و پوشش نيمه‌جنگلي را فراهم آورد. به هر تقدیر روی سخن ما به منطقه‌ای است در ایران که از مشهورترین مناطق فسیلی جهان است و بد نیست درباره آن و جانورانی که در آن می‌زیستند بیشتر بدانیم.

مدفن گنج دیرین

در جای‌جای این دشت وسیع، تکه‌های گنجی چند میلیون‌ ساله مدفون است. منطقه فسيلي مراغه يكي از مشهورترين نواحي فسيل‌دار مربوط به 8 ميليون سال پيش در جهان است. تا کنون بقایای گروه‌هاي مختلفي از پستانداران شامل 37 جنس و گونه‌ متعلق به 15 خانواده يافت شده‌اند که از غناي بسيار بالاي گياهخواران و گوشتخواران منطقه اطراف کوه سهند حکایت دارند. چندین گونه از اسب‌ها، زرافه‌ها، كرگدن‌ها، غزال‌ها، آهوها، بز، قوچ و گاو‌هاي وحشي و گوشتخواراني چون گربه‌سانان و كفتارها از این جمله‌اند. همان جانوراني كه باقي‌مانده‌شان در ساوانای امروزی آفریقا که شبیه 8 میلیون سال پیش منطقه مراغه بوده، زندگی می‌کنند؛ با تنوع کم‌نظیری از علفخواران، برگ‌خواران و گوشتخواران. دامنه‌هاي كوه سهند 8 ميليون سال پيش از يك‌سو شاهد گله‌هاي اسب سه‌انگشتي معروف به «هيپاريون Hipparion» بود كه با تنوعي كم‌نظير در علفزارها جست‌وخيز و چرا مي‌كردند و گاه ميان آنها غزال‌ها و ديگر گاوسانان با شاخ‌هاي ساده يا پيچ در پيچ هم ديده مي‌شدند. در سويي ديگر زرافه‌هاي گردن دراز و كوتاه گردن، ميان درختان در حال چرا بوده و از برگ‌های جوان و خوش‌خوراک سرشاخه‌های بلند درختان تغذیه می‌کردند. گله‌هايي از بز و قوچ‌هاي وحشي ابتدايي هم در مراتع مرتفع‌تر به چشم مي‌خوردند. كرگدن‌هاي بزرگ شاخدار و بي‌شاخ، در علفزارها حکم‌رانی می‌کردند و با هیبت خود چهره‌ای دیگر به حیات‌وحش اینجا داده بودند. آن‌طرف‌تر، ميان درختان، فيل‌هايي با جثه‌هايي بزرگ‌تر از فیل‌های امروزی و گاهی با 5 متر ارتفاع و وزن 5 تا 10تُن روزگار می‌گذراندند كه به «داينوتريوم Deinotherium »  یا حیوانات دهشتناک مشهور هستند. وجود انبوهي از علفخواران راه را براي زندگي گوشتخواران فراواني هم مهيا مي‌كرد. از يك سو اجداد شيرها و گربه‌سانان امروزي با دندان‌هاي خنجري، شكارگران ماهر موجودات بزرگ‌تر از خود بودند و در سوي ديگر چندين گونه از كفتارها، وظیفه‌ای شبیه آنچه امروز از آنها می‌بینیم داشتند. بعضي از اين كفتارها شكارگر بودند و بعضي ديگر تنها به لاشه‌خواري بسنده مي‌كردند. البته دندان‌هاي خاص و قوي به بعضي از آنها اين امكان را مي‌داد تا حتي استخوان‌ها را نيز خرد كرده و از آنها هم استفاده كنند. در اين بين گوشتخوران ديگري با جثه‌هاي كوچك در حد راسوها و سمورهاي امروزي هم بودند كه از موجودات كوچك‌تر تغذيه مي‌‌‌كردند. اما چه شد که از آن همه تنوع جانوری، جز نقش استخوانی بر سنگ‌ها باقی نمانده است؟

 جمع اضداد

بلایی عظیم آسمان و زمین را در هم تنيده بود. آتشفشان سهند فعال شده بود و فعالیتش برای هزاران سال ادامه داشت. دود غلیظ گوگرد و ذرات معلق آتشفشانی آسمان دشت را فرا گرفته بود. هرچند استشمام همین گازهای سمی برای هلاکت حیوانات ساواناهای اطراف سهند کافی بود، اما گاه ریزش باران‌های سیل‌آسا آنها را روی گیاهان و درختان می‌نشاند و آب‌های جاری را آلوده می‌کرد. باران‌ها از سویی دیگر دشت‌ها را سیلابی کرده بودند و جانوران کوچک‌تر مثل راسو و سنجاب و حتی کره اسب‌ها و زرافه‌ها را غرق می‌کردند و در زیر لایه‌های گل‌ولای می‌پوشاندند. همين اتفاق باعث شد تا ما از پس اين همه سال به وجود آنها پي بريم؛ چرا كه مدفون شدن لاشه‌ها باعث شد تا از دریده شدن توسط کفتارها و فرسوده شدن در معرض خورشید و اکسیژن محفوظ بمانند. جریان‌های سیلابی که مقدار زیادی رسوبات آتشفشانی را هم در خود داشتند، طی سال‌های طولانی روی هم انباشه شدند و لاشه‌ها را زیر صدها و هزاران تن فشار برای میلیون‌ها سال باقی گذاشتند.

بقاياي حيوانات فسيل شده در مراغه چون معمولا توسط جريان‌هاي سيلابي و رودخانه‌اي حمل شده‌اند، به شكل مخلوطي از جانوران مختلف مشاهده مي‌شوند. بنابراين عجيب نيست كه فسيل استخوان‌هاي دست و پاي اسب با جمجمه غزال‌ها و كرگدن‌ها و تكه‌هايي از دندان گوشتخواران در كنار هم يافت شود. معمولا بقاياي اسب‌ها بيشترين فراواني را بين فسيل‌هاي مراغه دارا هستند كه اين نشان‌دهنده وفور و فراواني گله‌هاي اسب در آن زمان است. آثار فسيلي اسب‌ها بيشتر شامل جمجمه و آرواره‌ها و استخوان‌هاي دست و پاست. ميان اسب‌ها معمولا به تعداد زيادي از نمونه‌هاي پير و نابالغ (كره اسب‌ها) برمي‌خوريم و این شناسايي، یعنی پيري يا نابالغي از روي آثار دنداني آنها صورت مي‌گيرد. پيرها معمولا دندان‌هاي سایيده شده دارند كه به ريشه رسيده‌اند و نابالغ‌ها هم تعداد دندان‌هاي كمتري نسبت به بالغ‌ها دارند. اين پديده كه در بعضي از گروه‌هاي ديگر هم مشاهده مي‌شود، نشان مي‌دهد كه موجودات پير و نابالغ بيشتر در معرض شكار و مرگ و مير قرار داشته‌اند.

پس از اسب‌ها، انواع غزال‌ها و آهوها با شاخ‌هاي ساده يا پيچ‌درپيچ، بز و قوچ‌هاي كوهي و گاوهاي وحشي به فراواني يافت مي‌شوند. از اين موجودات بيشتر آثار جمجمه‌اي و تا حدي اسكلتي به دست مي‌آيد. در زرافه‌ها معمولا استخوان‌هاي دراز ساق و كف پا فسيل شده و به تعداد اندك بقاياي جمجمه‌اي يافت مي‌شوند. كرگدن‌ها البته تنوع خوب و فراواني دارند كه اغلب به صورت جمجمه يا بقاياي آرواره و دندان يا پاره‌اي از استخوان‌هاي ديگر به چشم مي‌خورند. اين موجودات چون چندان توجه شكارچيان را جلب نمي‌كردند بهتر حفظ شده‌اند. بقاياي فيل‌ها هم اغلب فراوان ولي به شكل دندان‌هاي منفصل يا قطعات عاج و گاه استخوان‌هاي بزرگ دست و پا به چشم مي‌خورد. گوشتخواران هم هرچند تنوع زيادي داشته‌اند، ولي آثار فسيلي آنها به تعداد بسيار كمتر از گياهخواران و بيشتر به شكل قطعات دنداني و آرواره‌اي يا استخوان‌هاي دست و پا و به ندرت جمجمه حفظ شده‌اند. البته اين نكته عجيبي نيست، چراكه گوشتخواران در راس هرم غذايي قرار دارند و تعداد آنها كمتر از گياهخواران است و از طرفي چون دشمني جز مرگ و مير طبيعي نداشته‌اند بقاياي آنها كمتر شانس فسيل شدن را يافته است. اما در میان این فسیل‌ها، نمونه‌هایی وجود دارد که تنها متعلق به ایران بوده است.

 کرگدنی که برای ایران بود

ميان فسيل‌هاي مراغه نمونه‌هاي منحصربه فردی وجود دارد. «ايرانوتريوم Iranotherium » يا جانور ايراني، نمونه‌اي از يك كرگدن بزرگ است كه نام ايران را با خود به همراه دارد. جمجمه بزرگ اين موجود كه اولين‌بار در منطقه مراغه يافت شده، اكنون زينت‌بخش موزه تاريخ طبيعي پاريس است. نمونه منحصربه‌فرد ديگر، موجودي است كه گمان مي‌رود شبيه قوچ‌هاي وحشي امروزي می‌زیسته و احتمالا جد بسيار دور آنها هم هست. اين نمونه فسيلي «اورمياتريوم Urmiatherium » يا جانور اروميه نام دارد كه نمونه‌هايي از آن در موزه‌هاي وين و پاريس قرار دارند. اين موجود شاخ‌هاي ساده بسيار عجيب و قطوري داشته كه در قاعده به هم متصل مي‌شده و هيبت ترسناكي به آن مي‌داده است. جالب است كه بقاياي اورمياتريوم و ايرانوتريوم به جز ايران تنها در بخش‌هايي از مركز چين در جايي كه فلات «لسي Loess plateau» امروزي قرار دارد يافت شده كه بيانگر مهاجرت اين موجودات بين اين نواحي است.

ميان موجودات فسيل مراغه بعضي تنوع بسيار كمي داشته و به طور محدود يافت مي‌شوند. اين موجودات شامل گرازها، ميمون‌ها، گوزن‌ها و بعضي جانوران كمتر شناخته شده‌اي هستند كه بيشتر در محيط‌هاي بسته جنگلي زندگي مي‌كنند. تعداد اندك اين موجودات نشان مي‌دهد كه در 8 ميليون سال پيش در دامنه‌هاي سهند، محيط‌هاي بسته جنگلي بسيار كمتري نسبت به علفزارها و نواحي نيمه جنگلي وجود داشته است. معمولا اسب‌ها، كرگدن‌ها، گاوهاي وحشي و غزال‌ها زندگي در علفزارهاي باز را ترجيح مي‌داده‌اند ولي زرافه‌ها و كرگدن‌ها، فيل‌ها و بعضي از آهوها نيز محيط‌هاي نيمه جنگلي را مي‌پسنديده‌اند. وجود اين محيط‌ها (علفزارها و نواحي نيمه جنگلي) مي‌تواند حاكي از ريزش باران‌هاي فصلي و فصول گرم و نيمه خشك باشد، چراكه محيط‌هاي جنگلي بسته نيازمند بارندگي در تمام سال هستند درحالي‌ كه باران‌هاي موسمي و فصول خشك شرايط گسترش علفزارها را فراهم مي‌كنند.

چون فسيل كامل حيوانات بزرگ جثه در مراغه يافت نشده است، احتمال آنكه فعاليت‌هاي آتشفشاني سهند ارتباط مستقيم با فسيل شدن موجودات داشته باشد، منتفي است. اگر فوران‌هاي عظيم خاكستر آتشفشان باعث مرگ سريع موجودات شده، لاشه آنها را سريع دفن مي‌كرد. پس به طبع امروز بايد با مجموعه‌اي از موجودات كاملا فسيل شده رو‌به‌رو مي‌شديم. تاكنون چنين مواردي در مراغه يافت نشده و همان‌گونه كه عنوان شد موجودات در مراغه به طور ناقص فسيل شده‌اند، چراكه معمولا پس از صيد جانوران توسط شكارچي‌ها يا از بين رفتن آنها در اثر فرايندهاي طبيعي، لاشه آنها مدتي در دشت‌ها و علفزارها باقي‌ مانده و مورد استفاده لاشه‌خوارها قرار مي‌گرفته است. در نتيجه تنها بخشي از دست و پا يا ديگر استخوان‌ها و گاه تنها تعدادي دندان از اجساد باقيمانده كه اين بقايا توسط جريان‌هاي رسوبي حمل و مدفون شده، امكان فسيل شدن را پيدا كرده‌اند. اما دانشمندان، چطور به سن و سال و دوره زندگی این حیوانات چند میلیون ساله پی می‌برند؟

 ساکنان آن سوی تاریخ

انسانی که طول تاریخ در دسترسش، به چند هزارسال نمی‌رسد، از اثر چند استخوان، به قدمت چند میلیون ساله آن پی می‌برد. روش دانشمندان «سن سنجی رادیواکتیو» است. در حقيقت وجود مقدار زيادي مواد آتشفشاني در بين رسوبات فسيل‌دار مراغه اين امكان را فراهم كرده است تا به دقت بتوان زمان زندگي اين فسيل‌ها را تخمين زد. در اين روش‌ها با استفاده از نيمه عمر مواد راديواكتيو موجود در برخي از كاني‌هاي درون سنگ‌ها يا خاكسترهاي آتشفشاني (مانند پتاسيم و آرگن) مي‌توان پي به زمان رسوب‌گذاري آنها برده و به طور غيرمستقيم سن بقاياي فسيلي را كه در زير، بالا يا همراه اين مواد قرار گرفته‌اند آشكار ساخت. براساس اين روش‌ها سن عمده فسيل‌هاي مراغه حدود بر 7 تا 8 ميليون سال پيش است. البته احتمال وجود فسيل‌هاي قديمي‌تر يا جوان‌تر در برخي نقاط فسيل‌دار دامنه سهند وجود دارد.

نواحي فسيل‌دار مشابه مراغه در ديگر نقاط آسيا و اروپا ـ به ويژه در مديترانه شرقي ـ در كشورهاي تركيه و يونان و برخي از كشورهاي بالكان و در شمال درياي سياه وجود دارند. به نظر مي‌رسد حدود 8-7 ميليون سال پيش، شرايط آب‌وهوايي در نواحي وسيعي از آسيا و اروپا مساعد زندگي اين گروه از موجودات بوده كه امروزه شاهد وفور بقاياي فسيلي آنها هستيم. بعضي از جانوران مجموعه فسيلي مراغه ابتدا حدود 10 ميليون سال پيش در مناطق مركزي آسياي صغير در تركيه امروزي ظاهر شدند. با گذشت زمان و تغييرات آب‌وهوا و گسترش علفزارها و پوشش نيمه‌جنگلي، اين مجموعه به سمت شرق و غرب شروع به گسترش كرد و در 8-7 ميليون سال پيش به بيشترين پراكندگي خود در آسيا و اروپا دست يافت؛ ناحیه‌ای بزرگ از مرکز چین در آسیا تا یوگوسلاوی سابق در اروپا.

اما اين مجموعه بي‌نظير و خارق‌العاده هم پس از دوران شكوفايي خود رو به افول گذاشت. در حدود 6ميليون سال پيش به تدريج اين موجودات از محل اصلي خود در مديترانه شرقي به نواحي آسياي مركزي و چين مهاجرت كردند و حدود 5 ميليون سال پيش آخرين بازماندگان آن هم نابود شدند. دليل اين نابودي هنوز كاملا مشخص نشده ولي گمان مي‌رود كه افزايش ميزان رطوبت و تغيير در فصول باعث كاهش علفزارها شده و بارندگي‌هاي زياد نيز باعث گسترش جنگل‌ها و از بين رفتن شرايط مطلوب اين مجموعه شده باشد؛ به نحوي كه با از بين رفتن محيط‌هاي خشك موسمي بسياري از موجودات علفخوار و گوشتخواري كه با آن خو گرفته بودند هم از بين رفتند.

در نتيجه آغاز فعاليت‌هاي مجدد كاوش در منطقه فسيلي مراغه در چند سال گذشته، بخشي از اين مجموعه به عنوان اثر ملي طبيعي مورد حفاظت قرار گرفته و همچنين اولين موزه صحرايي هم در اين منطقه تاسيس شده است. در اين موزه يك بخش حفاري شده پرفسيل از سازند مراغه به همان شكل مورد حفاظت قرار گرفته است تا بازديدكنندگان ديدي از چگونگي وجود فسيل‌ها و حفظ‌شدگي آنها به دست آورند. بازديد از موزه صحرايي با هماهنگي اداره‌ حفاظت محيط‌زيست مراغه به صورت گروهي امكان‌پذير است. همچنين برنامه ساخت و تجهيز مركز تحقیقات فسيل‌شناسي مراغه هم در دست انجام است كه اين مجموعه‌ داراي يك موزه ديرينه‌شناسي هم خواهد بود. اميد است با تكميل اين مركز فسيل‌هاي منطقه مراغه در محيطي مناسب مورد حفاظت و نگهداري قرار گرفته و مورد بازديد علاقه‌مندان قرار گيرد. تا آن زمان، علاقه‌مندان مي‌توانند در چند موزه شهر تهران كه تعدادي از فسيل‌هاي مراغه را در خود جاي داده‌اند به تماشاي اين آثار بپردازند. اين موزه‌ها شامل موزه ملي تاريخ طبيعي يا موزه تنوع‌زيستي سازمان حفاظت محيط‌زيست در پارك پرديسان و موزه سازمان زمين‌شناسي و اكتشافات معدني كشور در خيابان معراج هستند. بعضي از موزه‌هاي دانشگاه‌هاي كشور مانند موزه گروه زمين‌شناسي دانشگاه‌هاي تهران و تربيت‌معلم و نيز دانشگاه تبريز و همدان هم داراي مجموعه‌هايي هرچند كوچك از فسيل‌هاي مراغه و اطراف سهند هستند.