ترسیم نقشه راه صیانت از میراث طبیعی ایران؛ نخستین گام در مسیر حفاظت از تنوع زیستی دیرینه

به گزارش روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست، نخستین جلسه کمیته تخصصی تنوع زیستی دیرینه و پدیده‌های زمین‌شناختی با هدف دستیابی به الگویی کارآمد در سیاست‌گذاری و مدیریت منابع دیرینه‌شناختی، برگزار شد. این نشست که با تأکید بر اصل پنجاهم قانون اساسی و ضرورت هم‌افزایی با کنوانسیون‌های بین‌المللی همراه بود، سرآغاز راهبردی تازه برای گذار از رویکردهای محدود به برنامه‌ریزی مبتنی بر شناخت دقیق، حفاظت موثر و بهره‌برداری پایدار از این ثروت‌های ملی محسوب می‌شود.نخستین جلسه این کمیته، با حضور حمید ظهرابی، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست، مدیرکل دفتر موزه تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی و جمعی از مدیران و کارشناسان دستگاه‌های اجرایی, انجمن های علمی و تشکل های بخش خصوصی مرتبط برگزار شد.

در این نشست، فعالیت‌های پنج سال اخیر سازمان در زمینه شناسایی و حفاظت از فسیل مهره‌داران کشور ارائه (توسط دکتر مجید میرزایی عطاآبادی مجری طرح های مربوطه) و قوانین و مقررات ملی و بین‌المللی مرتبط با تنوع زیستی دیرینه و پدیده‌های زمین‌شناختی از سوی نمایندگان دستگاه‌های ذی‌ربط تشریح شد.
حمید ظهرابی با اشاره به روند فعال سازی این نشست، آن را سرآغاز مسیری تازه دانست و تأکید کرد این نشست نقطه آغاز سیاست‌گذاری در این مسیر است و اطلاعات کنونی اندک است؛ از این رو باید با آگاهی، احتیاط بیشتر و گام‌های آرام پیش رفت. هرچند در این حوزه عقب‌ماندگی‌هایی وجود دارد، اما لازم بود این بخش از تنوع زیستی هم فعال تر شده ‌ به مرجعیت سازمان در کنوانسیون تنوع زیستی پیوند بخورد.
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست افزود سازمان در راستای انجام وظایف قانونی خود، از جمله حفاظت از محیط زیست کشور بر اساس اصل پنجاهم قانون اساسی، با هدف سیاست‌گذاری، تدوین برنامه راهبردی و نظارت بر اجرای برنامه‌ها برای مدیریت، حفاظت و بهره‌برداری پایدار از تنوع زیستی دیرینه و پدیده‌های زمین‌شناختی گام برمی‌دارد.
وی در پایان تصریح کرد سازمان با منابع و امکانات محدود، با اطلاعات موجود می‌کوشد با برنامه‌ریزی مناسب و شناخت دقیق موضوع، پیوند میان این محورها را شناسایی و تثبیت کند. پرسش بنیادین پیش رو دستیابی به شیوه‌های نوین حفاظتی و بهره‌برداری پایدار از منابع در راستای صیانت از آنهاست. بر اساس تصمیمات این جلسه مقرر شد پیش نویس لایحه قانونی برای حفاظت از تنوع زیستی دیرینه و پدیده های با ارزش زمین شناختی با مشارکت دستگاه های مرتبط و دیگر ذینفعان تهیه شود و همچنین برنامه ای راهبردی برای شناسایی، حفاظت و بهره برداری پایدار از این میراث طبیعی کشور برداشته شود.

مصاحبه با دکتر مجید میرزایی عطاآبادی

اشاره: در این شماره از نشریه انجمن علمی دانشجویی گروه زمین شناسی دانشگاه زنجان، افتخار داشتیم با یکی از پژوهشگران برجسته حوزه علوم زمین و چینه‌ فسیل، جناب آقای دکتر مجید میرزایی عطاآبادی، گفت‌وگویی داشته باشیم. ایشان با سال‌ها تجربه تحقیقاتی، سهم شایانی در شناخت و فهم تاریخ زمین و تغییرات زیستی گذشته داشته‌اند. در ادامه، ایشان به سوالات ما پاسخ داده‌اند تا ضمن آشنایی بیشتر با این حوزه علمی، به درک بهتری از اهمیت و چالش‌های آن برسیم.

سوال: جناب آقای دکتر، چه شد که به حوزه چینه‌فسیل و علوم زمین علاقه‌مند شدید و انگیزه‌تان برای ادامه تحقیق در این زمینه چه بود؟

علاقه مندی من به فسیل ها و دیرینه شناسی از ترم دوم تحصیلات کارشناسی و کلاس های درس زمین شناسی تاریخی شروع شد. در این کلاس ها که توسط مرحوم دکتر جعفریان از اساتید برجسته دیرینه شناسی کشور ارائه می گردید با فسیل ها و چینه ها و ... آشنا شدم. این آشنایی اشتیاق فراوانی در من پدید آورد و از همان زمان تصمیم به ادامه تحصیل در این گرایش گرفتم. از آنجایی که از فسیل های مهره داران ایران (مانند دایناسورها) نیز اطلاعات بسیار کمی وجود داشت و این فسیل ها در کشور تقریبا ناشناخته بودند علاقمند شدم که در این حوضه مطالعه و پژوهش نمایم. البته دانستن زبان خارجی و برخی کشفیات در این زمان نیز در موفقیت بنده بسیار تاثیر گذار بود.

سوال: لطفاً درباره تحصیلات خود بفرمایید. شما در کدام دانشگاه‌ها تحصیل کرده‌اید و چه تجربیاتی از دوران تحصیل خود دارید؟

تحصیلات کارشناسی و ارشد من در دانشگاه اصفهان بوده و دوره دکتری را نیز در دانشگاه هلسینکی فنلاند گذرانده ام. گروه زمین شناسی دانشگاه اصفهان یکی از مراکز اصلی و مادر در آموزش عالی کشور است (با قدمت 60 ساله) از اینرو امکانات مناسب (مانند تعداد زیادی میکروسکوپ و ....) و اساتید بسیار برجسته (که عمدتا تحصیلات خارج کشور داشتند) در اختیار داشتیم که موجب پیشرفت بنده و امثال بنده شدند. کشور فنلاند هم با آنکه در عمل کشوری بدون فسیل می باشد (تنها فسیل های آن تعداد اندکی استخوان ماموت است که در انتهای عصر یخبندان از قطعات جدا شده زمین های یخزده قطبی به این سرزمین حمل شده است) ولی با همت اساتید برجسته ای چون بیورن کورتن و شاگردش میکائیل فورتلیوس (استاد راهنمای بنده) عرصه های جدیدی از مطالعات دیرینه شناسی آماری را در کنار روش های سنتی توسعه دادند و توانسته اند سری در میان سرها بر آورند. البته این دانشگاه در زمینه مطالعات سنگ شناسی در سپرهای پرکامبرین نیز بسیار پیشرو بوده است.
سوال: چه عواملی باعث شد که شما به تحصیلات خود ادامه دهید و در نهایت به عنوان استاد در دانشگاه مشغول به کار شوید؟

علاقمندی به فسیل ها و مخصوصا فسیل مهره داران باعث شد تا نا گریز از تحصیلات تکمیلی باشم. چون در مقطع کارشناسی عملا در این زمینه چیزی فرا نگرفته بودم. از طرفی نبود استاد متخصص در این گرایش نیز باعث شد تا به دنبال تحصیل در خارج از کشور باشم. از آنجایی که این گرایش کاملا علمی است در عمل شانسی بجز مراکز آکادمیک دانشگاهی برای کاریابی وجود ندارد.
اهمیت مطالعه چینه‌فسیل‌ها در فهم تاریخ زمین و تغییرات زیستی چیست و چه کاربردهایی در دنیای امروز دارند؟

اطلاعات ما از تاریخ زمین بطور عمده از زمان فراوانی موجودات زنده در آن میسر شده است. لذا هر چه بیشتر با این موجودات فسیلی آشنا شویم و بهتر و بیشتر آنها را مطالعه کنیم و اطلاعاتی پیرامون محیط زیست و تکامل آنها بدست آوریم دانش ما از گذشته زمین بیشتر می گردد. درک بهتر ما از گذشته زمین هم بطور مستقیم و غیر مستقیم کاربردهای علمی و عملی برای ما در بر خواهد داشت. چینه ها و فسیل ها عمدتا در اکتشاف و استخراج مواد هیدروکربنی و برخی ذخایر معدنی رسوبی نقش مهمی دارند. آشنایی ما با تغییرات محیطی گذشته زمین از طریق موجودات فسیلی می تواند در زمان کنونی که زمین در حال تغییرات اقلیمی است راهگشا باشد. در واقع می توانیم آینده تغییرات اقلیمی را بر اساس تغییرات مشابه دوران های گذشته شناسایی کنیم.
سوال: چه چالش‌هایی در تحقیقات این حوزه با آن مواجه بوده‌اید و چگونه بر آن‌ها غلبه کرده‌اید؟

مهمترین چالش در دیرینه شناسی مهره داران کمبود فسیل های این موجودات است بویِژه در نقاطی مثل ایران که کاوش های اندکی در آن صورت گرفته است. با این حال تجربه نشان داده که جوینده یابنده است. زمانی تصور میشد آثار و بقایای دایناسورها در ایران اندک باشد ولی امروزه می دانیم که این موجودات بسیار بیشتر از تصور در ایران نیز وجود داشته اند. در مورد دیگر فسیل های مهره داران نیز همینطور. در سالیان اخیر گسترش فعالیت های علمی و عمرانی و افزایش علاقمندان به این حوضه باعث شده که شاهد کشفیات تازه نسبتا زیادی باشیم. البته و متاسفانه امکان مطالعات پیشرفته در کشور وجود ندارد و در این زمینه نیاز به همکاری های بین المللی و نیز گسترش امکانات داخلی هستیم.
سوال: نقش فناوری‌های نوین، مانند تصویربرداری و مدل‌سازی سه‌بعدی، در پیشرفت‌های اخیر این علم چیست؟

به نظر می رسد آینده دیرینه شناسی با فناوری های نوین گره خورده باشد. امروزه بسیاری از فسیل ها با روش های جدید تصویر برداری و اسکن شده و سپس این داده ها پردازش می شوند تا ناشناخته های آنها آشکار شوند. این روش ها باعث شده نکات جالب جدیدی از فسیل هایی که قرن ها در اختیار ما بود بدست آوریم. امروزه بسیاری از فسیل ها را می توان بدون جدا کردن از رسوبات با مدل سازی سه بعدی بدست آمده از اسکن مطالعه نمود.
سوال: تاثیر تحقیقات شما و همکارانتان بر درک ما از دوران‌های جغرافیایی و زیستی گذشته چه بوده است؟

تحقیقات بنده و همکاران بر شناخت موجودات ما قبل تاریخ ایران و محیط زیست آنها متمرکز می باشد. این تحقیقات نشان داده که مثلا در 7-8 میلیون سال پیش شمال غرب و غرب ایران زیستگاه موجودات مهره دار فراوانی بوده است. موجوداتی که نمونه های مشابه امروزی آنها در دشت های شرق آفریقا زندگی می کنند و اغلب آنها را در فیلم های مستند حیات وحش مشاهده می کنیم. نمونه های مشابه این موجودات در میوسن پسین علاوه بر آفریقا در بسیاری نقاط اوراسیا مانند چین و آسیای مرکزی، شمال غرب و غرب ایران، ترکیه ، یونان و اسپانیا زندگی می کردند. در واقع در آن زمان چیزی شبیه ساوانای امروزی آفریقا گسترشی اوراسیایی داشت.
سوال: چه توصیه‌ای به دانشجویان و پژوهشگرانی که می‌خواهند وارد حوزه چینه‌فسیل شوند، دارید؟

در ابتدا توصیه من به دانشجویان آنست که علاقمندی خود را دنبال نمایند و نگران آینده نباشند به قول بعضی بزرگان اگر در زمینه مورد علاقه متخصص و برجسته شوید کار به سراغ شما خواهد آمد و لازم نیست دنبال آن بگردید! در زمینه چینه و فسیل نیز علاقمندان هم می توانند در عرصه های کاربردی این دانش وارد شوند که در آن صورت باید وارد حوضه نفت و گاز شوند و یا بر جنبه های علمی و محض این دانش تمرکز کنند که در گسترش مرزهای دانش نقش بسزایی دارد و در محیط های آکادمیک می توانند مشغول کار شوند.
سوال: آینده حوزه چینه‌فسیل و مطالعات زمین‌شناسی در ایران را چگونه می‌بینید و چه فرصت‌هایی برای پژوهش‌های نوین وجود دارد؟

متاسفانه آینده این حوزه و نیز بسیاری از دیگر رشته های علمی چندان درخشان نیست. بدلیل عدم توجه به رشته های علمی که کارکرد اصلی آنها تولید علم جدید است این رشته و بسیاری رشته ها و گرایش های دیگر در خطر قرار دارند. اگر به گسترش علم و دانش توجه نکنیم و فقط دنبال رشته های دارای کارکرد اقتصادی باشیم در عمل بسیاری از گرایش ها افت فاحشی کرده و اگر منقرض نشوند با حداقل افراد به حیات خود ادامه خواهند داد. راه چاره آنست که کار پژوهش و تولید علم و گسترش مرزهای دانش هم مانند بسیاری از کشورهای دیگر خود یک شغل در نظر گرفته شود و بودجه های عمومی و دولتی کشور بدان ها تعلق گیرد و علوم کاربردی و اقتصادی از منابع بخش خصوصی و صنعت استفاده نمایند در اینصورت می توان به حیات رشته های علمی محض امیدوار بود. باتوجه به استفاده از روش های نوین تصویربرداری در دیرینه شناسی و نیز امکان استفاده از هوش مصنوعی در مطالعات دیرینه شناسی قطعا در این زمینه فرصت های بسیاری برای پژوهش های نوین می باشد مخصوصا در نقاطی مانند ایران که در بسیاری عرصه ها عملا کاری صورت نگرفته است.

انتشار کتاب دیرینه شناسی و تکامل گیاهان توسط دانشگاه زنجان

تقدیم به پیشگامان

و رهپویان دیرینه‌شناسی گیاهی ایران

پیشگفتار:

دیرینه‌شناسی در ایران کاربردزده است. ازآنجاکه این دانش در کشور به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از زمین‌شناسی گسترش پیدا کرده‌است، لاجرم جنبه‌های موردنظر زمین‌شناسی از این علم بر دیگر جنبه‌های آن ارجحیت یافته‌است. مهم‌ترین کاربردهای دیرینه‌شناسی از منظر زمین‌شناسی، تعیین سن لایه‌های زمین و بازسازی محیط‌های زیستی گذشته است، لذا در میان آثار و منابع موجود در دیرینه‌شناسی نیز این جنبه‌ها به‌عنوان هدف اصلی مدنظر بوده و مطالب در آن راستا تنظیم شده‌است. دیرینه‌شناسی گیاهی نیز از این امر مستثنی نیست. با این تفاوت که منابع موجود در این زمینه بسیار کمتر و در حد انگشتان یک دست است. در همین اندک آثار موجود از دیرینه‌شناسی گیاهی نیز، غلبه و تأکید بر شناسایی جنس‌های مختلف گیاهان فسیلی، به‌ویژه نمونه‌های موجود در ایران است. پرواضح است که کاربردهای دیرینه‌شناسی به استفاده‌های آن در زمین‌شناسی محدود نمی‌شود. یکی دیگر از کاربردهای مهم این علم که بیشتر در زیست شناسی مدنظر است، مبحث تغییر و تحول موجودات زنده و تبارشناسی آن‌هاست. ازآنجاکه این مباحث در دیرینه‌شناسی گیاهی ایران کمتر مورد توجه بوده است و منابع موجود در این زمینه نیز قدیمی هستند، در این کتاب تلاش شده‌است تا علاوه بر جنبه‌های عمومی دیرینه‌شناسی گیاهی به مباحث تکامل گیاهان نیز مفصل پرداخته شود.

این کتاب به‌طورکلی از دو بخش تشکیل شده‌است. بخش اول که شامل فصل‌های اولیه (۱-۴) است به کلیات و مقدمات دیرینه‌شناسی گیاهی می‌پردازد. در این فصول مطالبی که برای درک بهتر فسیل‌های گیاهی و تکامل آن‌ها لازم است همچون تعاریف و پیشینۀ این علم، اصول و مقررات، انواع فسیل‌ها و فسیلی شدن گیاهان، رخداد‌های مهم تاریخ گیاهان و ریخت‌شناسی گیاهان ارائه شده‌است. بخش دوم کتاب به بررسی پیدایش و تکامل گیاهان از نمونه‌های ساده ابتدایی تا پیشرفته‌ترین گیاهان می‌پردازد. در این فصول، گروه‌های مختلف گیاهان از خزه‌ها و نهان‌زادان آوندی تا بازدانگان و نهان‌دانگان مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند. در پایان هر فصل نیز شمه‌ای از فسیل‌های گیاهی موجود در ایران ارائه شده‌است. ازآنجاکه دیگر کتاب‌های منتشرشدۀ در عرصۀ دیرینه‌شناسی گیاهی ایران، مباحث مربوط به فسیل‌های گیاهی کشور و ویژگی‌های نمونه‌های مختلف را به‌خوبی پوشش داده‌اند، در این کتاب این مباحث ارائه نشده‌است. درواقع کتاب حاضر به‌عنوان مکملی بر آثار قبلی که بیشتر قابل‌استفاده در واحد عملی درس دیرینه‌شناسی گیاهی هستند، نگاشته شده‌است. لذا از این اثر برای تدریس واحد نظری درس دیرینه‌شناسی گیاهی در مقاطع مختلف (کارشناسی و کارشناسی ارشد) می‌توان بهره برد. در پایان امید است این کتاب، همان‌گونه که جنبه‌های زیستی و دیرینه‌شناختی گیاهان را بر ما آشکار می‌سازد، بتواند با گشودن چشم دل بر زیبایی‌ها و شگفتی‌های عالم هستی، ما را به معرفت الهی رهنمون سازد.

برگ درختان سبز در نظر هوشیار هرورقش دفتری است معرفت کردگار

مؤلفان (دکتر مجید میرزایی عطاآبادی و دکتر محمد رضا کبریایی زاده)، بهمن‌ماه ۱۴۰۲

لینک خرید اینترنتی کتاب: /https://pub.znu.ac.ir/product-category/basic-science

https://pub.znu.ac.ir

همگام با دایناسور ها در ایران (بخش دوم)

ردپاهای دایناسور از دره نیزار

تنها مدرک حضور دایناسورها در ایران شامل تعدادی ردپا بود که به طور خلاصه توسط دیرینه‌شناس فرانسوی آلبرت اف. دو لاپارنت و زمین‌شناس ایرانی م. داوودزاده در مقاله‌ای که در سال ۱۹۷۲، قبل از انقلاب اسلامی منتشر شد، شرح داده شده بود. این یافته‌ها در دره نیزار، ۲۰ کیلومتری شمال زرند، در استان کرمان یافت شدند. یک ردپا نیز که توسط دو لاپارنت و م. ا. ا. ن. سادات ایرانی در سال ۱۹۷۵ توصیف شده بود، در نزدیکی زیراب در کوه‌های البرز غربی، حدود ۱۵۰ کیلومتری شمال شرقی تهران، یافت شده بود. بنابراین، در اینجا به ردپاهای دو لاپارنت می‌رسیم با خوشامدی از زنبورهای متعدد پنج سانتی‌متری که خوشبختانه مهاجم نبودند. روی دیوار تقریباً عمودی، می‌توان ردپاهای سنگ‌شده‌ای که توسط امواج یا جریان‌های باستانی به جا مانده‌اند را روی شن‌هایی که با چند سانتی‌متر آب پوشیده شده‌اند، مشاهده کرد. زمین‌شناسان معتقدند که این رسوبات در دلتای رودخانه و/یا یک تالاب ساحلی رسوب کرده‌اند. همچنین یک ردپای بزرگ سه‌انگشتی به وضوح قابل مشاهده است که قبل و بعد از آن ردپاهای کم‌رنگ‌تر و بی‌شکل‌تری دیده می‌شود. این ردپا متعلق به یک دایناسور بزرگ است که فقط روی پاهای عقب خود حرکت می‌کرده است.

انگشتان باریک و مخروطی بودند و به چنگالی تیز ختم می‌شدند. دِ لاپارنت اشتباه می‌کرد. این یک گیاهخوار آرام نبود، بلکه یک دایناسور گوشتخوار، یک تروپود، بود. بر اساس اندازه ردپا (تقریباً ۴۰ سانتی‌متر) و طول گام (مسافتی که بین دو ردپای متوالی از یک پنجه قرار دارد) می‌توانیم تخمین بزنیم که قد حیوان کمی کمتر از دو متر بوده است. با سرعت متوسط ​​چند کیلومتر در ساعت حرکت می‌کرد و در رسوبات نرم و خیس از آب راه می‌رفت. در زیر مسیر، یک ردپای واحد دیگر وجود دارد که شبیه به ردپای قبلی است، اما بسیار کم‌رنگ‌تر و به سختی قابل مشاهده است. مشکل اصلی این است که دره، که در میان کوه‌ها گم شده است، وسیع است. اگر ردپاها هنوز وجود داشته باشند، کجا هستند؟ آنها باید در دو سطح مجزا قرار داشته باشند که توسط یک لایه سنگی به ضخامت ۵۰۰ متر از هم جدا شده‌اند، که هنوز در همان سازند سنگی - به نام شمشک - مربوط به ژوراسیک تحتانی، حدود ۱۹۰ میلیون سال قدمت دارد. خوشبختانه، مجید، در بازدید قبلی خود، توسط مردم محلی برای یافتن رخنمون با بزرگترین ردپاها کمک شده بود، بنابراین ما مشکلی در یافتن آن نداشتیم. تنها مشکل، علاوه بر گرمای شدید، نیاز به محاسبه دقیق آب مصرفی است برای جلوگیری از تشنگی.

با جستجو در اطراف، سطح دوم را با دو ردپای تروپود دیگر، کوچک‌تر، شناسایی می‌کنیم. پای عقبی حدود 20 سانتی‌متر طول داشت. این ردپاها قبلاً توصیف نشده بودند؛ این یک کشف جدید است. با بازگشت به پایین دره، سطح دوم را نیز که توسط د لاپارنت 20 سال قبل پیدا شده بود، پیدا می‌کنیم. ردپاهای سه انگشتی متعددی، از 30 تا 18 سانتی‌متر طول، وجود دارد. در این مورد نیز، به نظر ما، آنها هنوز دایناسورهای گوشتخوار با اندازه‌های مختلف هستند. از این سطح دو تخته سنگ برداشته شده است. اینها ردپاهایی هستند که در موزه سازمان زمین‌شناسی ایران در تهران به نمایش گذاشته شده‌اند و ما آنها را در روز ورودمان به پایتخت دیدیم.

اولین بقایای استخوان

هیچ‌کس تا به حال بقایای استخوان دایناسور را در ایران پیدا نکرده بود. با این حال، سنگ‌هایی که می‌توانند حاوی آنها باشند - آنهایی که از محیط قاره‌ای منشأ گرفته‌اند - در کشور، به‌ویژه در منطقه کرمان، فراوان هستند. بنابراین، جستجوی ما برای استخوان‌های دایناسور به سمت سنگ‌هایی هدایت شد که از رسوبات رودخانه‌ها در دریاچه‌های مزوزوئیک ته‌نشین شده‌اند. این سنگ‌ها به طور گسترده در شمال و شرق کرمان رخنمون دارند، هزاران متر ضخامت دارند و قدمت آنها از ژوراسیک پایینی تا مرز ژوراسیک-کرتاسه، که بیش از 40 میلیون سال طول می‌کشد، متغیر است.

ما چندین سازند سنگی با قدمت‌های مختلف را بررسی کردیم، اما تنها یکی از آنها به طور خاص امیدوارکننده بود: سازند بیدو، مربوط به اواخر ژوراسیک، با بیش از ۱۰۰۰ متر ضخامت و با تناوب خیره‌کننده‌ای از رنگ‌ها، از زرد کرمی تا صورتی آب‌نباتی و قرمز زنگ‌زده. همانطور که ما توانستیم از طریق تحقیقات خود مشخص کنیم، پایه آن از رسوبات کم‌عمق دریایی تشکیل شده است، اما قسمت بالایی آن حاوی رسوبات رودخانه‌ای فراوان متشکل از ماسه‌سنگ‌ها و کنگلومراهای قرمز است که برای یافتن استخوان ایده‌آل هستند. این بخش بالایی بخش بزرگی از کوه تخت گاه، تپه‌ای با قله مسطح واقع در جاده راور، ۹۵ کیلومتری شمال کرمان را تشکیل می‌دهد. بلافاصله در شرق، عملاً پشت این تپه، کویر لوت آغاز می‌شود. با این حال، یک مشکل کوچک با این مکان امیدوارکننده وجود دارد. در ضلع شرقی آن مسیری وجود دارد که توسط قاچاقچیان مواد مخدر استفاده می‌شود. پلیس به ما می‌گوید که قاچاقچیان معمولاً غربی‌ها را برای مطالبه باج یا مذاکره برای آزادی همدستان زندانی خود گروگان می‌گیرند. به ما توصیه می‌شود که در روز سوم به ضلع شرقی کوه تجاوز نکنیم. قبل از غروب آفتاب، حدود ساعت ۵ بعد از ظهر، نیز ما مجبور بودیم به سمت ماشین‌های آفرود برگردیم - طبق گفته‌ی پلیس - حتی جاده‌ی اصلی در تاریکی به دلیل وجود قاچاقچیان مواد مخدر می‌توانست خطرناک شود.

پایه تپه ها به یک هزارتوی واقعی از دره‌های باریک تبدیل میشود که توسط دیوارهای قرمز بلند احاطه شده است که توسط لایه‌های ماسه‌سنگ تقریباً عمودی شده توسط حرکات تکتونیکی تشکیل شده‌اند، که در زیر نور خورشید مرا به یاد تصویر کلیشه‌ای مریخ می‌اندازد. اینجا، در دامنه خشک و سنگی تپه، ساعت ۹:۴۵ صبح ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۲، اولین قطعه کوچک، اما بدون شک واقعی، از استخوان دایناسور را پیدا کردم. به نظر می‌رسد که یک سنگریزه سفید رنگ به قطر ۲ سانتی‌متر است، اما زیر ذره‌بین، ساختار داخلی معمول استخوان را ۱۵۰ میلیون سال پس از مرگ ارگانیسمی که به آن تعلق داشت، به وضوح نشان می‌دهد. هر یک از ما به تنهایی یا به صورت دو نفره کاوش می‌کردیم و از طریق یک رادیوی قابل حمل با دیگران در تماس بودیم. من تنها بودم، بنابراین عجله کردم تا با دیگران تماس بگیرم و یافته‌ام را، به خصوص برای همکارانم، شرح دهم. ایرانیانی که قبلاً هرگز استخوان دایناسور ندیده بودند. این کار نتیجه داد.

کمی بعد، محمد و مجید چیزی شبیه به توصیف من پیدا کردند که از نظر مجید، شبیه دندان بود. این یافته در نگاه اول چیز زیادی به نظر نمی‌رسید، اما پس از آماده‌سازی دقیق هلدر و جدا کردن آن از سنگ، مشخص شد که یک دندان کامل از یک تروپود بزرگ، تیغه‌ای شکل و با لبه‌های دندانه‌دار است. این مدرکی است که نشان می‌دهد شکارچیان مزوزوئیک، در چشم‌اندازی کاملاً متفاوت از امروز، در آن سرزمین‌های شرقی پرسه می‌زدند. در طول ژوراسیک پسین، بلوک ایران مرکزی-شرقی (مناطق لوت و طبس امروزی) در امتداد لبه جنوبی قاره لوراسیا و رو به اقیانوس تتیس قرار داشت. منطقه‌ای که ما کاوش کردیم، یک منطقه رودخانه‌ای-دلتایی بود که مقادیر زیادی رسوب در آن انباشته شده بود. آب و هوای منطقه احتمالاً نسبتاً خشک بوده است، همانطور که از عدم وجود لایه‌های زغال سنگ (که در بقیه ژوراسیک ایران رایج است) و وجود لایه‌های تبخیری (گچ) مشهود است. در روزهای بعد، ما مقدار قابل توجهی بقایای خرده استخوان های تکه‌تکه شده جمع‌آوری کردیم، برخی قطعاً شبیه دایناسور، برخی دیگر لاک‌پشت، تمساح و حتی ماهی.

پایان

در آخرین روز کار میدانی، ۲۶ سپتامبر، من با عجله از طریق یک میانبر که از میان هزارتوی ماسه‌سنگ قرمز عبور می‌کرد، از روی پشته‌ها عبور می‌کردم. خورشید در غرب پایین آمده بود و ماشین‌ها حدود دو کیلومتر دورتر بودند. در حالی که با سرعت زیاد قدم می‌زدم، چشمم به تخته‌سنگی افتاد که از دیوار بالا افتاده بود و من... شوکه شدم! آن لکه‌ی سفید بزرگ که در مقابل ماسه‌سنگ قرمز ایستاده بود، قطعاً یک تکه استخوان بود. من با دوستان و همکارانم در رادیو تماس گرفتم و به آنها اطلاع دادم. زمان کمی برای بیرون آوردن یافته وجود داشت. مجید و هلدر رسیدند. الکس پیام را دریافت نکرده بود زیرا باتری‌های رادیویش خالی شده بود. با استفاده از چکش و قلم، ما این اثر باستانی را از سنگ سخت استخراج می‌کنیم و آن را بسته‌بندی می‌کنیم تا در حین حمل و نقل آسیب نبیند.

وقتی به ماشین‌ها رسیدیم، خورشید پشت کوه‌ها ناپدید شده بود. رانندگان عصبانی بودند، اما وقتی فسیل را دیدند، لبخند بر لبانشان نقش بست. این فسیل بخش قشری یک عنصر اسکلتی بزرگ است که چند سانتی‌متر ضخامت و شعاع انحنای زیادی دارد و ما را به این باور می‌رساند که از یک استخوان بلند از اندام یک دایناسور بزرگ، احتمالاً یک ساروپود، گرفته شده است. بنابراین ما اولین محل دارای استخوان‌های دایناسور در ایران را شناسایی کردیم و مطبوعات محلی پوشش خبری قابل توجهی به این خبر دادند. ما قصد داشتیم در ماه مارس برای انجام تحقیقات هدفمند در منطقه کوه تخت گاه و در شمال به سمت راور برگردیم. متأسفانه، حمله آمریکا به عراق در ماه مارس آغاز شد. بار دیگر، ژئوپلیتیک بر توسعه دیرینه‌شناسی تأثیر گذاشته بود.

همگام با دایناسور ها در ایران (بخش اول)

اشاره: در سالگرد کشف نخستین آثار اسکلتی دایناسورها در ایران فرصتی دست داد تا با توجه به پیشرفت های فناوری بعد از دو دهه بتوانم از سفرنامه یکی از اعضای اصلی تیم پی جویی کننده آقای دکتر فابیو مارکو دالاوکیا (Fabio M. Dalla Vecchia)، دیرینه شناسی بنام ایتالیایی (تصویر زیر)، رمز گشایی کنم! در واقع ایشان سفرنامه ای در مورد این برنامه به زبان ایتالیایی (IN IRAN SULLE ORME DEI DINOSAURI :IN IRAN ON THE FOOTSTEPS OF DINOSAURS) نوشته و در سال 2004 در نشریه ای علمی-عمومی به نام دایناسور (DINOSAURI) که در ایتالیا چاپ می گردد (تصویر بالا) منتشر نموده بودند. هر چند در همان زمان یک نسخه از مجله و مقاله خود را نیز برای من فرستاده بودند ولی سد زبانی مانع از آن شده بود تا به محتوای آن پی ببرم و از چند و چون آن آگاه شوم. اکنون که با پیشرفت های سخت افزاری و نرم افزاری می توان منابع را براحتی تصویر برداری و به متن تبدیل نمود و با ماشین های ترجمه نسبتا دقیق محتوای آنها را آشکار نمود به این مهم دست زدم و بعد از بیست سال نوشته بسیار جالب آقای دالاوکیا را خواندم. نوشته ایشان بسیار عالی نگاشته شده و مخصوصا در مورد کشفیات انجام شده و اتفاقات افتاده در جریان دومین پی جویی دایناسورها در ایران (که روزنوشت های آنرا قبلا در همین وبلاگ منتشر نموده ام Paleontology. blogfa.com/post/208) دیدگاهی متفاوت و از زاویه ای دیگر به ما می دهد. از اینرو و برای بزرگداشت سالگرد این برنامه مناسب دیدم این ترجمه ماشینی از متن ایتالیایی که کمی ویراستاری شده را در خدمت همگان قرار دهم.

ایران، این کشور بزرگ خاورمیانه هنوز از دیدگاه دیرینه‌شناسی تا حد زیادی ناشناخته مانده است و می‌تواند در آینده شگفتی‌های بسیاری را در خود جای دهد. چرا باید در ایران به دنبال دایناسورها گشت؟ مناطق کمی در جهان وجود دارند که دیرینه‌شناسان آمریکایی به لطف قدرت اقتصادی و سیاسی عظیم کشورشان و سازماندهی بی‌رحمانه، منطقی و کارآمد جامعه‌شان، به آنجا نرسیده باشند. به همین دلیل، اخبار بزرگترین نتایج علمی از ایالات متحده به ما می‌رسد، حتی اگر شاید اولین کشف مکان‌ها و فسیل‌ها توسط یک دیرینه‌شناس اروپایی، اغلب بدون امکان پیشروی بیشتر، انجام شده باشد،. با این حال، کشورهایی وجود دارند که همکاران آمریکایی به دلایل مربوط به سیاست‌های بین‌المللی یا به دلیل تحریم‌ها یا موارد مشابه، در سازماندهی سفرهای اکتشافی بزرگ خود مشکل دارند و اصلاً نمی‌توانند به آنجا دسترسی داشته باشند. یکی از این کشورها، پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ و بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در سال ۱۹۸۰، ایران است.

وقتی با دیرینه‌شناس برزیلی، الکساندر دابلیو. ای. کلنر از موزه ملی برزیل در ریودوژانیرو، با مجید میرزایی عطاآبادی از گروه زمین‌شناسی دانشگاه اصفهان برای بررسی امکان جستجوی دایناسورها در ایران مکاتباتی انجام دادیم، این فرصت فوراً مساعد به نظر رسید. من و الکس سال‌هاست که رابطه‌ای مشترک داریم زیرا هر دو پایان‌نامه دکترای خود را به پتروسورها اختصاص داده بودیم - من در مودنا (ایتالیا)، او در نیویورک (آمریکا). بنابراین خطوط تحقیقاتی مشابهی را توسعه دادیم. در سال ۱۹۹۹، من به برزیل برای شانزدهمین کنگره دیرینه‌شناسی برزیل دعوت شدم و به عنوان سخنران خارجی سخنرانی کردم. در آن مراسم ما یک بررسی مشترک چند روزه در زمین‌های کرتاسه برزیل نیز انجام دادیم.

ماجراجویی آغاز می‌شود

از فرودگاه ونیز بلند می‌شوم. همینطور که هواپیما از روی تالاب عبور می‌کند، برای لحظه‌ای فکر می‌کنم که مارکو پولو نیز بیش از ۷۵۰ سال پیش از اینجا حرکت کرد تا با عبور از ارتفاعات ایران به خاور دور برسد. در زوریخ تغییر خط می‌دهم و با هواپیمایی به سمت تهران پرواز می‌کنم که در آن تنها غیرایرانی هستم. شاید دلیلی وجود داشته باشد: ورود برای ساعت ۵ صبح ۱۱ سپتامبر برنامه‌ریزی شده است. دقیقاً ۱۲ ماه از حمله به برج‌های دوقلو در نیویورک گذشته است و احتمالاً روان‌پریشی معمول سالگرد احتمالاً همه جا را فرا گرفته است. حتی تأثیرگذارتر این واقعیت است که همه ما منتظر حمله ایالات متحده به عراق هستیم (که در واقع در ماه مارس اتفاق افتاد) و آسمان خاورمیانه می‌تواند خطرناک شود.

در تهران پایتخت ایران، سازمان زمین‌شناسی ایران یک آپارتمان و افراد بسیار مهربانی را در اختیار ما قرار داده است که همیشه چای و میوه تازه برای ما آماده دارند (با اینکه ماه سپتامبر است، هوا 30-35 درجه سانتیگراد است). در این شهر عظیم که با کوه‌های رنگارنگ احاطه شده است، بلافاصله ترافیک وحشتناک و آلودگی هوا در حد تحمل، چیزهایی که بعداً در تمام مراکز پرجمعیت کشور مشابه آن را خواهیم یافت، توجهم را جلب می‌کند. نمی‌دانم شما زندگی مردم ایران را چگونه تصور می‌کنید، اما در واقعیت تفاوت چندانی با شهرهای جنوب ایتالیا ندارد. دوستی، مهمان‌نوازی و تحمل مذهبی مردم عادی هرگز در گزارش‌های خبری این ملت بزرگ و متمدن برجسته نمی‌شود.

به دلیل اشتیاق مشترکمان برای یافتن آثار فسیلی، و همچنین به این دلیل که من تجربه‌ای در کار میدانی با ردپاهای فسیلی دارم، الکس مرا در سازماندهی سفر اکتشافی به ایران مشارکت داد. هدف اعلام شده، با توجه به امکانات محدود ما، کاوش اولیه مناطقی بود که می‌توانستند به طور بالقوه بقایای دایناسورها را حفظ کنند و شناسایی مکان‌هایی که می‌توانستیم کاوش‌های هدفمند بعدی را در آنها انجام دهیم. این سفر اکتشافی عمدتاً توسط موزه ملی ریودوژانیرو تأمین مالی شد، در حالی که سازمان زمین‌شناسی ایران مسئولیت تدارکات را بر عهده داشت شامل محل اقامت، دو وسیله نقلیه صحرایی، رانندگان و راهنماها. علاوه بر مجید، الکس و من، این سفر اکتشافی شامل هلدر دو پائولا سیلوا، یک آماده‌کننده ماهر از موزه ریودوژانیرو، م. پورباغبان از دانشگاه اصفهان و ع. خسروی، تازه دانشجوی دانشگاه تهران نیز می‌شد.

در جاده ابریشم

در طول اقامت کوتاهمان در پایتخت، واقع در شمال غربی کشور، از فرصت استفاده کردیم تا آنچه را که زمین‌شناسان ایرانی معتقد بودند ردپای ساروپودها، دایناسورهای بزرگ چهارپا و گیاهخوار است، مشاهده کنیم. پس هنگام سپیده دم، حدود ۴۰۰ کیلومتر به سمت شرق رانندگی کردیم و جاده باستانی ابریشم را که در امتداد لبه جنوبی کوه‌های البرز و لبه شمالی کویر امتداد دارد، دنبال کردیم. در امتداد جاده، هنوز می‌توانیم کاروانسراهایی را ببینیم که صدها سال قدمت دارند و کاملاً حفظ شده‌اند. چشم‌انداز بیابانی است و باد، گردبادهایی از گرد و غبار را در دشت‌هایی که در دامنه تپه‌های تشکیل شده توسط رسوبات قاره‌ای سنوزوئیک به رنگ قرمز شرابی امتداد دارند، ایجاد می‌کند. ردپاهای فرضی در بالای تپه آهکی شیب‌داری قرار دارند که مشرف به شهر شاهرود است. با رسیدن به قله زیر آفتاب بی‌رحم ظهر، این فرورفتگی‌های دایره‌ای شکل که در سنگ آهک دریایی ژوراسیک ایجاد شده‌اند را بررسی می‌کنیم، از آنها نقشه‌برداری و عکس می‌گیریم، اما احتمالاً آنها ردپا نیستند. چه حیف! ما خودمان را با مناظر نیمه‌بیابانی باشکوهی که ما را احاطه کرده‌اند، تسلی می‌دهیم.

منطقه کرمان

سپس به سمت کرمان حرکت می‌کنیم و به صورت مورب (حدود ۱۰۰۰ کیلومتر) از کشور عبور می‌کنیم شبانه و با اتوبوس. قم (شهر مقدس)، کاشان، یزد، رفسنجان و در نهایت کرمان از جلوی چشمانم عبور می‌کنند، زیرا خوابیدن جرم به نظر می‌رسد. در یک سپیده دم نسبتاً سرد (۱۷ درجه سانتیگراد)، خورشید طلوع می‌کند در حالی که اتوبوس در جاده‌ای که در امتداد کویر امتداد دارد، متوقف شده است، جایی که یک مسجد تنها از مؤمنان برای نماز صبح استقبال می‌کند. کرمان، که به خاطر فرش‌هایش مشهور است، پایتخت منطقه‌ای وسیع در جنوب شرقی ایران است که از شرق با افغانستان هم‌مرز است و به طور متوسط ​​بیش از ۱۵۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است (ارتفاع کرمان از ۱۷۰۰ متر فراتر می‌رود). آب و هوای خشک مانع از پوشش گیاهی گسترده می‌شود، بنابراین سنگ‌ها در همه جا پدیدار می‌شوند - بهشتی برای زمین‌شناسان. کوه‌های خیره‌کننده با رنگ‌های پاستلی، که در مقابل آسمان آبی کم‌رنگ و بدون ابر همیشه خودنمایی می‌کنند، از لایه‌هایی تشکیل شده‌اند که بخش بزرگی از تاریخ زمین را در خود جای داده‌اند.

از بیش از ۵۰۰ میلیون سال پیش تا عصر حاضر، کل دوران فانروزوئیک در منطقه کرمان، عمدتاً با سنگ‌های پالئوزوئیک و مزوزوئیک، وجود دارد. به همین دلیل ما دو هفته اینجا ماندیم. همچنین به خانه یک کلکسیونر فسیل محلی دعوت شدیم که با چای و تعدادی از روزنامه‌نگاران محلی برای عکاسی از این رویداد از ما استقبال کرد. طبق برنامه از پیش تعیین‌شده، ابتدا سنگ آهک مربوط به تریاس پسین (حدود ۲۰۰ تا ۲۱۰ میلیون سال پیش) را در کوه‌های پایه بررسی کردیم، جایی که یک زمین‌شناس از بخش محلی سازمان زمین‌شناسی ایران معتقد بود که استخوان یک خزنده بزرگ را پیدا کرده است. سنگ‌ها غنی از دوکفه‌ای‌ها و کلونی‌های مرجانی بودند، اما «استخوان» در واقع بقایای یک گیاه بود. پس از این، توجه ما به ژوراسیک معطوف شد.

روز دایناسور

ابتدای ماه میلادی گذشته (ژوئن) بسیار ناگهانی متوجه شدم که با روزی به نام دایناسورها (روز جهانی دایناسور) روبرو هستم. از این بابت خوشحال بودم که روزی به نام روز دایناسور در دنیا گرامی داشته می شود و البته اندکی دلگیر از این که دیر متوجه این مساله شدم .

روز دایناسور در تاریخ‌های مختلفی از جمله سومین سه‌شنبه ماه مه و همچنین اول ۱ ژوئن جشن گرفته می‌شود. این روزها برای افزایش علاقه عمومی به دایناسورها در نظر گرفته می‌شوند و به افراد در رده های مختلف سنی اجازه می‌دهند تا شیفتگی خود را به این موجودات ابراز و اهمیت علمی آنها را کشف کنند. این روز برای گرامیداشت پیشینه دایناسورها نیزمی باشد. روز دایناسور، که به ویژه با نام روز جهانی دایناسور شناخته می‌شود، به عنوان یک ابتکار سرگرم‌کننده و آموزشی برای بزرگداشت یکی از جذاب‌ترین و محبوب ترین موجودات ماقبل تارخ زمین و از حدود یک دهه پیش آغاز شده است. ایده این بوده که یک روز سالانه به برانگیختن کنجکاوی و یادگیری در مورد دایناسورها، انقراض آنها و ارتباط آنها با درک گذشته سیاره ما اختصاص داده شود. تقارن اینروز با فصل بهار که اغلب فعالیت‌های فضای باز و آموزشی را در دسترس‌تر می‌کند، هماهنگ است. با گذشت زمان، روز دایناسور محبوبیت بیشتری پیدا کرده است و موزه‌ها، مدارس و گروه‌های علمی میزبان رویدادها، نمایشگاه‌ها و فعالیت‌های ویژه‌ای برای جذب عموم و افزایش علاقه به دیرینه‌شناسی هستند.

در روز دایناسور، معمولاً فعالیت‌های سرگرم‌کننده و آموزشی متنوعی برای جشن گرفتن و یادگیری درباره دایناسورها برگزار می‌شود مانند ساخت مدل‌های دایناسور، پی جویی فسیل، گفتگوهای علمی درباره دایناسورها، دیرینه‌شناسی و موجوداتما قبل تاریخ، خواندن کتاب‌های با موضوع دایناسور برای کودکان و جلسات قصه‌گویی درباره ماجراجویی‌های دایناسور، تماشای فیلم‌ها یا مستندهای محبوب دایناسوری، بازدید از موزه ها، بازی‌های تعاملی، خلق آثار هنری دایناسوری، آزمایش‌های علمی و غیره.

به همین دلیل شایسته دیدم که ما نیز در کشور روز دایناسور را گرامی بداریم و از این فرصت در جهت گسترش علاقمندی عامه بویژه کودکان و دانش آموزان و دانشجویان به این موجودات بطور خاص و دیرینه شناسی بطور عام استفاده نماییم. از اینرو در این فکر بودم که شاید مناسب باشد زمان کشف نخستین آثار و بقایای دایناسور ها را در ایران را به نام روز دایناسور معرفی نماییم. بررسی هایی که کردم نشان داد که زمان کشف اولین ردپای دایناسور ایران در تیرماه 1348 (جولای 1969 میلادی) و کشف اولین بقایای استخوانی این موجودات در اواخر شهریور 1381 (سپتامبر 2002 میلادی) بوده است. متاسفانه این تاریخ ها در تابستان بوده و با توجه به تعطیلی مدارس و دانشگاه ها امکان انجام فعالیت های ترویجی در این زمان ها چندان میسر نمی باشد.

بنابراین بهتر آنست که ما نیز همان تاریخ بین المللی این رویداد را به عنوان روز دایناسور پذیرفته و در هفته آخر اردیبهشت یا دهه اول خرداد روز دایناسور را گرامی بداریم. با توجه به گرامی داشت روز فسیل در آبان هرسال، بدین ترتیب در هر نیمسال تحصیلی رویدادی برای ترویج دیرینه شناسی در کشور خواهیم داشت.

ابزارک تصویر

جنگ: اهریمن ویرانگر و زیانبار

بخشی از پیش نوشتار کتاب "جستاری در پیشینه دانش کیهان و زمین در ایران ویج "

به قلم بزرگ مرد دانش زمین در ایران دکتر مانوئل بربریان

از بخت بد نگارش های پایانی این گزارش در روزهای پایانی سال1366 صورت میگرفت که با موشک باران و بمباران هوایی شبانه روزی عربکان عراقی تجاوز گر و کشتار ایران شهریان و ویرانی کاشانه هم میهنان همراه بود. انتخاب این زمان ویژه برای هجوم های وحشیانه در روزهای نوروزی جز برای نابود ساختن فرهنگ و آئین باستانی نوروزی، افزون بر ویران سازی سرزمین و به خاک و خون کشاندن ایرانیان نبوده است.

در دوشنبه شب ده اسفند 1366 که آغاز ریختن بارانی از موشکهای روسی مرگبار اسکاد بر سر شهروندان تهرانی بود، از ترس همانند کیومرث، و به پیروی از وی به خاطر دور بودن از غار، به زیرزمین خانه خود پناه برده بودم. تا بامداد که ۷ موشک به تهران برخورد نمود، مشغول خواندن ریگ ودا، کهن ترین سروده ی باقی مانده از قوم آریایی بودم. در ماندالای پنجم، سرود شانزدهم در این شب هولناک و مرگبار به این شعر مهم برخوردم: "در شعاع نور نیروی بزرگی نهفته است ". نکته ی شگفت برای من در این آگاهی دست کم ۴ هزارساله، که نشان دهنده آشنایی با کارمایه بیکران خورشیدی و اثر آن در زندگی گیاهان و جانوران است، این بود که قومی که دست کم در ۴ هزار سال پیش از چنین زینه دانشی برخوردار بوده، چگونه در ۴ هزار سال بعد به هنگام جشن باستانی نوروز خود با موشک باران و بمباران به خاک و خون کشیده میشود. جشن چهارشنبه سوری آنان تبدیل به جنگ موشک باران و مرگبار جنگ افروزان جهانی شده، هدیه نوروزی آنان چیزی جز موشک و بمب مرگ آفرین و ویرانگر ایران ویج نبوده و به جای نشستن در پای سفره هفت سین در روزهای نوروزی به ماتم عزیزان خود نشسته اند. "باشد که دشمن بی آبرو را به زمین بزند و بدخواه را منکوب کند ".

هدف از نگارش گزارش کنونی پژوهش در زمینه فرهنگ کهن دانش زمین از روزهای نخست کهن تاکنون در این سرزمین و یادآوری جایگاه و سهم اندیشمندان کهن ایرانی در پیشرفت دانش و فرهنگ انسانی در گوی زمین است. هر دو هدف پاک دانشی و فرهنگی این نوشتار، که بازدهی آنها رخ نمودن جوانه های برگ درخت دانش و فرهنگ این مرز و بوم است، به هنگام موشک باران و بمباران پر رونق شبانه روزی تهران و دیگر شهرهای ایران زمین و کشتار بی رحمانه مردم بی گناه و بی دفاع اهمیت خود را در خویشتن من از دست داد و با احساس پوچی همراه ترس و وحشت به خاک و خون غلطیدن به هنگام شنیدن صدای شوم آژیر قرمز خطر و و ترکیدن مهیب وار موشک و بمب فرو ریخته بر سر شهروندان و ایران شهریان، کاری بیهوده به اندیشه ام آمد. فریاد بر آوردم: "عمر گذران ما را در نیمه راه مگسلید". "ویرانی خویش را از ما دور ساز و زندگی ما را از ما مگیر ای حاکم بر همه".

این احساس و اندیشه شاید همانند احساس و اندیشه ی کیومرث و دیگر انسان های آغازین در رویارویی با نیروهای کیهانی فرا بشری باشدکه منجر به آفرینش هیولا، اژدها، دیو و سپس خدایان گوناگون گردید.که خشم بی مورد و بی منطق آنان سبب بروز چنین رویدادهای ویرانگر و زیانبار می شد.

از آنجایی که این گزارش نزدیک به پایان راه نگاشتن خود بود و با اندیشه داشتن این نکته که "آنکه پای خود را به حرکت درمیآورد سفر را به پایان میرساند" و برای آنکه "فروتر از زمین و برتر از آسمان ما در عظمت خویش نیرومند گردیم" گزارش را به پایان رساندم.

این بررسی به روشنی نشان میدهد که چگونه با هر هجومی خون بار و مرگ آفرین، دست کم از چند هزار سال پیش، از سرعت و شتاب دانش و فرهنگ و پیشرفت ما کاسته شده و پس از هر رکود با شتاب تند شونده محکوم به پس رفت شده. در برابر این رویداد، وارونه، دنیای باختر با استفاده از خورشید ما و دوری گزیدن از هجوم های مرگبار به پیش تاخت. بدین سبب در گفتار پایانی هر بخش به جای گرد آوری زمان به تخت نشستن و تاجگذاری و کشورگشایی سران گذشته این سرزمین، روی دیگر تاریخ را که نشان دهنده جنگ های ویرانگر آنان بوده آوردم تا بتوان دریافت که آیا " در سه هزار سال گذشته نسلی از ما دوره آرام و بدور از جنگ و خونریزی و ویرانی برای سازندگی، پژوهش، دانش و صنعت داشته است"؟

به روان و فروهر همه بیگناهانی که در رویارویی با نیروهای کیهانی فرا انسانی و ساخته دست انسان جنگ افروز جان باخته اند درود می فرستم.

"باشد که همه ایزدان برای نگاهداری ما به اینجا بیایند. باشد که همه دشمنان ما هلاک شوند و باشد که او ما را از میان دشمنان بگذراند".

متن با اندکی دخل و تصرف آورده شده است.

فیل راست عاج اروپا

فیل‌ها از بزرگترین پستانداران خشکی هستند و به عنوان "مهندسان اکوسیستم" شناخته می‌شوند، زیرا از طریق چرا، لگدمال کردن و حفر کردن، محیط اطراف خود را به طور پایدار تغییر می‌دهند. زمانی اروپا نیز یک فیل داشت: فیل راست عاج‌ (Palaeoloxodon antiquus) که از حدود ۷۰۰ هزار سال پیش تا 40 هزار سال قبل در این قاره و برخی نقاط همجوار (مانند غرب ایران و آسیای غربی) زندگی می‌کرد. این گونه از چندین عصر یخبندان جان سالم به در برد تا اینکه در آخرین آنها به دلیل فشار شکار اضافی از سوی انسان‌های اولیه منقرض شد. این موجود در طول حیات خود مستقیم به شکل‌دهی چشم‌انداز اروپا کمک کرد و فضاهای باز و جنگل‌های روشن را حفظ نمود. بسیاری از گونه‌های گیاهی بومی هنوز هم با این شرایط سازگار هستند. پروفسور دکتر مانوئل اشتاینباوراز دانشگاه بایرویت آلمان توضیح می‌دهد: "نام آلمانی (فیل جنگلی) این حیوان از این فرض سرچشمه می‌گیرد که این گونه در درجه اول در مناطق جنگلی اروپا زندگی می‌کرده است. با این حال، شواهد فسیلی نشان می‌دهد که فیل راست عاج اغلب در زیستگاه‌های باز یا نیمه‌باز با پوشش گیاهی موزاییک مانند (تکه ای)، شبیه به فیل‌های مدرن، ساکن بوده است." برای بازسازی شیوه زندگی فیل‌های راست عاج و به ویژه زیستگاه واقعی آن - که به عنوان زیستگاه ادراکی شناخته می‌شود - تیم تحقیقاتی، متون علمی و پایگاه‌های داده دیرینه‌شناسی را برای یافتن فسیل‌های این موجودات که می‌توانند به عصرهای ایزوتوپی دریایی خاصی نسبت داده شوند، بررسی کردند. عصر های ایزوتوپ دریایی دوره‌هایی در تاریخ زمین هستند که منعکس‌کننده تاریخ آب و هوا بوده و مراحل گرم و سرد را نشان می‌دهند. تیم تحقیقاتی بایرویت، فسیل‌های یافت‌شده از سراسر اروپا را به مرحله گرم یا سرد نسبت داد و از مدل‌های اقلیمی این دوره‌ها برای بازسازی زیستگاه ادراکی فیل‌های راست‌ عاج استفاده کرد. مقایسه با داده‌های اقلیمی مدرن نشان می‌دهد که فیل‌های راست‌ عاج هنوز اگر منقرض نشده بودند هنوز هم می‌توانسند در اروپا زندگی کنند. آب و هوای امروزی اروپای غربی و مرکزی به ویژه مناسب آنها بود، به جز مناطق کوهستانی مانند آلپ و قفقاز.

Link: Franka Gaiser, Charlotte Müller, Paula Phan, Gregor Mathes, Manuel J. Steinbauer. Europe’s lost landscape sculptors: Today’s potential range of the extinct elephant Palaeoloxodon antiquus. Frontiers of Biogeography, 2025; 18 DOI: 10.21425/fob.18.135081

فراتر از مراغه: یافته هایی نو از گسترش مهره داران فسیل میوسن پسین در ایران

مجموعه پستانداران فسیل مراغه و نواحی همجوار در شمال غرب و غرب ایران (آذربایجان شرقی، اردبیل، لرستان و کردستان) همراه با آثار موجود در مدیترانه شرقی، از شناخته شده‌ترین نمونه های فسیلی مهره داران در 8 تا 7 میلیون سال پیش در اوراسیا میباشند. این مجموعه های جانوری دارای فراوانی بسيار بالایي از گياه خواران و گوشت خواران و دیگر پستانداران می باشد. به نظر مي‌رسد در این نواحی پوشش نیمه جنگلي پر باران فصلي با محيط‌هاي باز و علف زار حاکم بوده است. ازاین رو تنوع بی نظیری از علف خواران، برگ خواران و گوشت خواران در این نقاط شکل گرفته است. نخستین مجموعه های جانوری همانند با این مجموعه ها در ابتدای میوسن پسین در آسیای صغیر آشکار شد. آنها با گذشت زمان و گسترش آب و هوا و پوشش گیاهی مورد پسندشان بر پراکندگی خود افزوده اند. در میانه میوسن پسین این مجموعه جانوری به اوج شکوفایی خود رسیده، نواحی گسترده‌ای را از شبه جزیره بالکان و اروپای شرقی‌ تا آسیای مرکزی در بر میگرفته اند. این جانوران در انتهای میوسن از گستره اصلی‌ خود در مدیترانه شرقی به نواحی شمال چین و آسیای مرکزی کوچ نموده، به گونه ای که آخرین بازماندگان آنها تنها در این نقاط دیده میشوند. این مجموعه جانوری با شروع پلیوسن و تغییرات آب و هوایی نابود گردیده است. یافت شدن نواحی جدید فسیلی در شمال غرب (اردبیل) و غرب کشور (لرستان و کردستان) با قرابت های قابل توجه با مجموعه مراغه ای حاکی از آن است که شرایط دیرینه محیطی مشابهی در نواحی گسترده ای از شمال غرب و غرب ایران در میوسن پسین وجود داشته است. در میان این نواحی منطقه لرستان به دلیل شرایط خاص جغرافیایی مانند ارتفاع بالاتر تحت تاثیر رژیم های آب و هوایی مرطوب تر قرارداشته، قرابت آنها با نواحی عربی، آفریقایی و هندی بیشتر بوده است.

سخنرانی ویژه ارائه شده در گردهمایی 43 علوم زمین

صدمین سالگرد بیورن کورتن

Björn Kurtén بیورن کورتن (1924-1988) دیرینه شناس شهیر فنلاندی (تصویر بالا سمت راست) بود که در داخل و خارج از کشورش به واسطه رمان‌ها و آثار دیرینه‌شناسی‌اش شهرت داشت. او هم به عنوان نویسنده و هم به عنوان دانشمند برنده جایزه و از سال 1972 تا 1988 صاحب کرسی استادی دیرینه شناسی در دانشگاه هلسینکی بود. او در دهه 1950 با استفاده از روش های آماری جدید در تجزیه و تحلیل بقایای فسیلی به شهرت بین المللی رسید. این روش ها مبتنی بر بوم شناسی جمعیتی «سنتز مدرن» در زیست شناسی بود. یک نمونه خوب از رویکرد جدید او به بقایای فسیلی، عنوان پایان نامه دکترای او است:

On the variation and population dynamics of fossil and recent mammal populations

تحقیقات شخصی کورتن عمدتاً بر روی پستانداران گوشتخوار، به ویژه بر روی خرس ها و بعداً روی کفتارها متمرکز بود. کورتن همچنین، و شاید مهمتر از همه، یک نویسنده بود. او اولین رمان خود را در اواخر نوجوانی نوشت و در طول زندگی خود حجم وسیعی از انتشارات علمی و ادبی را تولید کرد. او هم به زبان انگلیسی و هم به زبان سوئدی می نوشت و نوشته هایش حداقل به پانزده زبان مختلف ترجمه شده است. شناخته شده ترین آثار او عبارتند از: پستانداران پلیستوسن اروپا، عصر پستانداران، عصر یخبندان، داستان خرس غار و پستانداران پلیستوسن آمریکای شمالی، نه از میمون ها (در مورد تکامل انسان)، چگونه یک ماموت را در انجماد عمیق کنیم و قاتلان بی گناه و رمان های رقص ببر و تک عاج.

کورتن همیشه می گفت که دیرینه‌شناسی را پس از جنگ جهانی دوم انتخاب کرد زیرا نمی‌خواست کار مفیدی انجام دهد! و بعداً به زیبایی فسیل‌ها به عنوان الهام‌بخش کارش اشاره میکرد. او درباره کار در دیرینه شناسی در کشوری همچون فنلاند که تقریباً فاقد فسیل است، اظهار داشت که فقط کسانی که برای دیدن فسیل ها باید سفر کنند، تصویر کامل را درک خواهند کرد.

مکتبی که کورتن در دیرینه شناسی پایه ریزی نمود پس از او توسط شاگردان برجسته اش پروفسور میکائیل فورتلیوس در فنلاند (تصویر بالا سمت چپ) و دکتر لارس وردرلین در سوئد ادامه یافته ، مکتبی که نشان داد حتی در فنلاند بی فسیل نیز می توان دیرینه شناسی در سطح جهانی را تمرین کرد. در چند دهه گذشته دانشجویان چندی مانند نگارنده تحت راهنمایی پروفسور فورتلیوس تربیت شده اند که خود را وامدار این مکتب می دانند. مکتبی که همچنان به پویایی خود ادامه می دهد.

به منظور بزرگداشت این استاد بزرگ سالهاست که باشگاه دیرینه شناسی دانشگاه هلسینکی به نام بیورن کورتن مزین است. محلی که در جلسات هفتگی آن علاقمندان دیرینه شناسی گرد هم آمده و به بحث و تبادل نظر می پردازند.

همچنین در اواخر سال میلادی گذشته (2024) به مناسبت بزرگداشت صدمین سالگرد تولد این استاد بزرگ سمینار بین المللی در هلسینکی فنلاند برگزار شد. مجموعه مقالات این سمینار و نیز تعدادی مقاله دیگر که برای بزرگداشت ایشان نگاشته شده بود در شماره ویژه ای از مجله علمی فنلاندی Annales Zoologici Fennici منتشر گردیده است. نگارنده نیز مفتخر است که در یکی از مقالات این مجموعه سهم داشته و به بزرگداشت این پدر علمی اهتمام ورزیده است.

Link: https://blogs.helsinki.fi/bk-club/bjorn-kurten-symposium-celebration

annzool.net